سال اقتصاد و فرهنگ از نیمه گذشت اما...
در آن جلسه بچه های سپاه با وجود جوانی شان توانستند حرفشان را به کرسی بنشانند و بنی صدر معاند را به اعجاب و بهت جدی وادارند.آگاهی و شناخت دقیق و صحیح در هر میدانی خصوصاً میدان نبرد موجب می شود تا دست برتر از آن شما باشد.متن یادداشت سید مرتضی مفیدنژاد با عنوان« سال اقتصاد و فرهنگ از نیمه گذشت اما…» و «وزارتخانه رصد فرهنگ!» به شرح ذیل است:

سردار سرلشگر رحیم صفوی در خاطره ای از دوران جنگ تحمیلی چنین می گوید: \”با این‌که فرمانده‌ عملیات خوزستان بودیم، اما بنی‌صدر اصلاً ما را به جلسه‌ها راه نمی‌داد. ما می‌رفتیم خدمت آقا و ایشان دست ما را می‌گرفت و می‌بُرد در جلسه. بنی‌صدر هم دیگر جرأت نمی‌کرد چیزی بگوید. اصلاً حضور ما در آن جلسات، با حمایت حضرت آقا بود تا واقعیت‌های جنگ را برای اعضا بگوییم. در یکی از جلسات شورای عالی دفاع که به ریاست بنی‌صدر تشکیل شده بود، من و شهید حسن باقری حضور داشتیم. برادران ارتشی گزارش‌هایشان را دادند و مسائلی را از زاویه‌ی دید خودشان مطرح کردند. بعد نوبت به ما رسید. من به حسن باقری -که مسئول اطلاعات بود- گفتم که شما برو پای نقشه. حضرت آقا یک نگاهی به ما کردند. آن موقع خود من حداکثر پنجاه کیلو بودم؛ خیلی لاغر. فانوسقه را دو دور، دور کمرم می‌بستم. حسن باقری که دیگر از من خیلی لاغرتر بود. آقا یک نگاهی به ما کردند که این جوان حالا جلوی بنی‌صدر چه می‌خواهد بکند؟ حسن باقری رفت و قشنگ تمام خطوط جبهه‌ی نبرد را به صورت دقیق توضیح داد؛ این‌‌جا چه واحدی از دشمن هست، چه لشگری هست، چه ارگانی هست، حتی دشمن از این‌جا می‌خواهد حرکت کند به کدام سمت و … وضعیت جبهه‌ها و خاکریزها را خیلی دقیق تشریح کرد. هرچه حسن باقری بیشتر حرف می‌زد، آقا خوشحال‌تر می‌شدند که بچه‌های انقلاب و بچه‌های امام(ره) این‌طور دقیق و مسلط به مسائل نظامی نگاه می‌کنند…\”
غرض از نقل این خاطره تنها و تنها اشاره به یکی از اتفاقاتی بود که نشان دهنده عمق شخصیت و ژرف نگری شهید حسن باقریست. همه راز ماجرا آن بود که حسن باقری به عنوان مبدع شناسایی و اطلاعات سپاه در جلسه مهمی که ذکر آن رفت، با اطلاعات کامل و شناسایی صحیح وارد شده بود و همین شد که در آن جلسه بچه های سپاه با وجود جوانی شان توانستند حرفشان را به کرسی بنشانند و بنی صدر معاند را به اعجاب و بهت جدی وادارند.
آگاهی و شناخت دقیق و صحیح در هر میدانی خصوصاً میدان نبرد موجب می شود تا دست برتر از آن شما باشد و انسان در هنگام تصمیم گیری به گزینه مناسبی برسد و رفتار صحیحی را از خود نشان دهد. اگر این عرصه عرصه جنگ نرم و تهاجمی از جنس فرهنگی باشد، قطعاً این شناخت و آگاهی هم اهمیت بیشتری می یابد و هم مشکل تر است. دشمن دیگر در این میدان روبه روی شما نیست و هر آن ممکن است از گوشه ای و نقطه ای به شما حمله ور شود.
انقلاب اسلامی ایران از نخستین روزهای پس از ظهور و پیروزی مورد تهاجم و حمله گسترده و چند وجهی قرار گرفت که یکی از صورتهای این مقابله و توطئه چینی تهاجم فرهنگی بود. به تدریج و با ناکام شدن دشمن در عرصه تجاوزات سخت و نظامی، محور اصلی استراتژی تقابل دشمن در مقابله با نظام اسلامی به تهاجم فرهنگی مبدل شد. موضوعی که رهبر معظم انقلاب از سالهای ابتدایی رهبریشان دائماً بر آن تاکید می کردند. این تهاجم عرصه های مختلفی را همچون هویت دینی و ملی، آداب و عادت اجتماعی، سبک زندگی، آموزش و تربیت، رسانه و… را در بر می گرفت و هنوز با قوت و قدرت بیشتری ادامه می یابد. این عرصه پر تلاطم و تهاجم قطعاً نیاز به آگاهی و شناخت دارد که اگر نباشد عاقبت نامعلومی در انتظار ما خواهد بود. همانطور که شهید حسن باقری وقتی وضعیت جبهه دشمن را بررسی می کرد، تا زاویه ی توپ و تانکهای دشمن را موردشناسایی قرار می داد قطعاً عرصه فرهنگ کشور نیازمند چنین افرادی از جنس حسن باقریست که بتوانند زاویه ها و خطوط جبهه ی دشمن و برآورد جبهه خودی را ترسیم کنند. اینجاست که اهمیت رصد و جریان شناسی فرهنگی به گونه ای ملموس آشکار می شود. این مقوله آن قدر از اهمیت و برجستگی برخوردار است که ایجاد یک سازمان در حد و اندازه های یک وازرتخانه و یا فراتر نیز کاری گزاف و بیهوده نخواهد بود. البته این مقوله یعنی رصد و جریان شناسی حوزه فرهنگ در سازمانهای مختلف کشور در حال وقوع است ولی هر کسی از ظن خود و در راستای اهداف سازمانی به این رصد می پردازد که شاید جامعیت لازم را برخوردار نباشد. پتانسیل های اینگونه ای بایستی در یک قرارگاه فرماندهی تجمیع شود و با یک سازوکار واحد و لحاظ کردن یه رویه واحد این مسئله رخ بدهد. حال این مجموعه می خواهد به گونه ای مستقل تحت نظر رهبر معظم انقلاب اداره شود و یا تحت نظارت شورای عالی انقلاب فرهنگی و یا تحت نظر یکی از قوای سه گانه و … بایستی به نحوی باشد که با تغییرات سیاسی و عوض شدن دولتها دچار تغییر و تحول نشود و افرادی که در آن به کارگرفته می شود فارغ از گرایشات سیاسی به گونه ای متمرکز و علمی به پایش، رصد و شناخت جریانها بپردازند.
نباید فراموش کنیم که رصد فرهنگی باید از تعبیه و پیش‌بینی سازوکار و ارکان معین برای مطالعه آغاز شود و با بررسی و تحلیل ارزش‌ها، هنجارها و رفتارهای موجود در سطح فرهنگ عمومی و خرده‌فرهنگ‌ها به منظور مساله‌شناسی فرهنگی در سطح توده عام مردم و پایش جریان‌های فرهنگی تولید شده از سوی نخبگان ادامه پیدا کند. قطعاً با وقوع چنین پروسه ای تصمیم گیریها دقیق تر و کاربردی تر است و بودجه های فرهنگی در بستر صحیح آن جریان می یابد. در سالی که یکی از اضلاع نامگذاری آن توسط رهبر حکیم انقلاب \”فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی\” است باید به این نکته توجه جدی تری مبذول کنیم فرصت مان اندک و هجمه دشمنان بسیار است.
\”ما در برخورد با مسائل تهاجمی، پدیده را در اول ورود، حتی قبل از ورود باید بشناسیم. فرض کنید یک چیزی، یک فکری، یک روشی در دنیا دارد رایج میشود؛ پیدا است که این اینجا خواهد آمد – خب دنیا دنیای ارتباطات است، دنیای اتصال و ارتباط است، نمیشود حصار کشید – قبل از آنکه بیاید، به فکر باشید که برخورد حکیمانه با این چیست. معنای این همیشه این نیست که ما آن را رد کنیم؛ نه، گاهی یک پدیده‌ای است که ما آن را میتوانیم قبول کنیم، گاهی پدیده‌ای است که میتوانیم اصلاح کنیم، گاهی پدیده‌ای است که میتوانیم یک ذیلی برایش تعریف کنیم که آن ذیل، مشکل آن را برطرف کند. دیر جنبیدن، دیر فهمیدن، دیر به فکر علاج افتادن، این اشکالات را دارد که بعد شما دچار مشکلاتی میشوید که نمیتوانید با آنها مواجه بشوید. پس من نمیگویم که فقط موضع دفاعی داشته باشیم – البته وقتی تهاجم هست، انسان باید دفاع کند؛ شکی نیست – توصیه‌ی من فقط موضع دفاعی نیست؛ اما موضع اثباتی، موضع تهاجمی، موضع حرکت صحیح باید داشته باشیم. به‌هرحال در مقابل فرهنگ مهاجم، بدترین کار، انفعال است؛ زشت‌ترین کار، انفعال است؛ خسارت‌بارترین کار، انفعال است…\”۱
………………………………………………..
۱٫ بیانات در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی – ۱۹/۰۹/۹۲