ساده زیستی ومیانه رویزندگی را ساده بردارید،البته ما خیلی هم اهل زهد وتقوا نیستیم.خیال نکنید.آن سادگی که ما می گوییم،آن سادگی ذهّاد و عبّاد و این ها نیست.سادگی به نسبت این کارهایی است که مردم امروز می کنند. والاّ نه،سادگی ما را اگر چنانچه آن مردان خدا بیایند نگاه کنند شاید هزار تا ایراد هم به آنچه که ما سادگی می دانیم بگیرند.زندگیتان را بر پایه ی اسراف قرار ندهید،زندگی را ساده قرار دهید.زندگی را آن طوری که خدای متعال می پسندد قرار دهیم و از طیّبات الهی بهرمند شوید بر حسب اعتدال و عدالت.هم اعتدال و میانه روی وهم عدالت.یعنی ملاحظه ی اسراف را بکنید،ببینید دیگران چطوری اند.خیلی بین خودتان ودیگران فاصله درست نکنید.یکی از موجبات سعادت خانواده ها واشخاص،این است که تقیّدات زاید وتجملات زیادی و پرداختن بیش از اندازه ی لازم به امور مادی،از زندگی ها دور شود.لااقل بخش اصلی زندگی محسوب نشود.یک چیز حا شیه ای،یک کنار باشد.زندگی را از اوّل باید ساده برداشت و محیط زندگی را باید محیط قابل تحمّلی کرد.ساده زندگی کردن منافاتی با رفاه هم ندارد. آسایش هم که اصلاً در سایه ی زندگی کردن است.