چه فاصله کوتاهی است از ظهر غدیر تا ظهر عاشورا…
چه فاصله کوتاهی است از بالا رفتن دست امام علی (ع) تا بالا رفتن سر امام حسین (ع) بر بالای نیزه…
ادامه مطلب…

28 صفر سالروز رحلت پیامبر (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) و مصادف با امامت امام علی (ع) و مصادف با ایجاد بزرگترین فتنه (سقیفه) در عالم بشریت

تقریباً دو ماه از ماجرای غدیر گذشته است. پیامبر اکرم (ص)، پیام آور زندگیِ انسانی، نجات دهنده انسانها، راهنما و اسوه کامل و بی همتای آفرینش، در چنین روزی به دیدار حق شتافت. امّت مسلمان، عزادار بزرگ مرد تاریخ است. اما نامردانِ تاریخ، در سقیفه در پی ایجاد بزرگترین فتنه در عالم بشریت هستند. چه حیله گران بزرگی هستند که امر صریح پیامبر (ص) را اینگونه تغییر می دهند! اما خداوند عالم و حکیم به این سنگ دلان فرصت می دهد و آنها به اهداف شوم خود می رسند. دنیا پرستان به پول و مقام های دنیایی چنگ می زنند و از خداوند بزرگ و عزیز غافل می شوند. حضرت علی (ع)، این بزرگ مرد تاریخ را خانه نشین می کنند، جنگ روانی علیه آن حضرت به راه می اندازند، چندی بعد پاره تن پیامبر (ص) را بین در و دیوار قرار می دهند، سالها بعد خوی شیطانی خویش را با پاره کردن جگر و تیرباران کردن جنازه محبوب دل پیامبر (ص)، امام حسن(ع)، بیشتر نمایان می کنند. اما این اعمال شیطانی آنها پایانی ندارد و به دنبال حیله ای دیگر برای نفر پنجم آل عبا هستند. این بار هم بسیار نقشه ماهرانه ای می کشند: بیعت یا جان؟! خوی شیطانی خود را به سر حد اعلا به نمایش می گذارند و عاشورا را می آفرینند، غافل از اینکه خدا، حیله این حیله گران را به خودشان برمی گرداند. در تمام مدت، تاریخ، تمام جنایات این شیاطین را ثبت کرده و خدا به زیباییِ تمام، این شیطان صفتان بزرگ را رسوا می کند در فاصله غدیر تا ۲۸ صفر؛ درست در همان زمانی که این لعنت شدگان در فکر ایجاد بزرگترین توطئه و فتنه بودند. خداوند به زیبایی تمام در واقعه عاشورا این نامردان تاریخ را رسوا می کند هرچند بهای سنگینی داشت اما برای هدایت و نجات انسانها و زنده نگه داشتن دین و رسوا کردن شیطان صفتان لازم بود.
اما چرا ماجرا به عاشورا رسید؟ در زمان پیامبر (ص)، عده ی بسیاری حافظ قرآن و احادیث بودند، چه شد که امر صریح پیامبر (ص): «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» را از یاد بردند آن هم در فاصله حدود دو ماه! چرا هیچ مخالفتی نکردند در برابر سقیفه؟
دنیا پرستی، کینه، مسلمانی به زبان نه با دل و مهم تر از همه اینها بی بصیرتی و عدم شناخت امام زمان! مگر می شود واقعه بزرگ غدیر را در فاصله کوتاه دو ماه فراموش کرد؟
فراموشی نبود بلکه از بی بصیرتی و عدم شناخت بود.
اگر به بهانه اینکه دانشجو، این نیروهای جوان و سربازان آماده به خدمت، نباید سیاسی باشند، دانشگاه جای سیاسی کاری نیست خواستند ما را فریب تازه ای بدهند، بدانند که ما با داشتن تجربه عاشورا و چندین تجربه تلخ دیگر تن به این ذلت ناآگاهی و بی بصیرتی نمی دهیم. ما نمی گوییم فضای دانشگاه باید متشنج و آشوبگرانه باشد بلکه ما می خواهیم دانشجو در کنار فتح قله های علم، آگاه باشد به مسائل زمانش و هر جا که لازم بود مطالبه گر و تحلیل گر با انصاف باشد نه آشوبگر.
ما باداشتن گذشته سرخ و آینده سبز، بی بصیرت نخواهیم بود. این را با امام زمان مان (عجل الله تعالی فرجه الشّریف) پیمان می بندیم.