برخی از احزاب سیاسی معتقدند که اگر یک فرد سیاستمدار بخواهد به دستورات اسلامی توجه کند، نمی­تواند سیاستمدار موفقی باشد. آیا شما با این دیدگاه موافقید؟
ادامه مطلب…
این همان عیبی است که عده­ای از سیاست امیرالمومنین گرفتند؛گفتند علی همه چیزش خوب بود؛مرد علم بود،مرد عمل بود،مرد تقوا بود،مرد عاطفه انسانیت بود و مرد حکمت و خطابه بود؛ولی یک عیب بزرگ داشت و آن اینکه سیاستمدار نبود.چرا سیاستمدار نبود؟

چون انعطاف نداشت و صلابت به خرج می­داد.علی مصالح سیاسی را در نظر نمی­گرفت.یک نفر سیاستمدار در یک جا باید دروغ بگوید،یک جا باید وعده بدهد و عمل نکند،یک پیمانی را امضا کند؛همین که کارش گذشت،زیر امضای خودش بزند.یک نفر سیاستمدار باید به یک نفر روی خوش نشان دهد تا وقتی که او را تسلیم کند؛همین که تسلیم کرد،او را از بین ببرد.اسلام آمده است برای همین که با این نوع سیاستمداری­ها مبارزه کند.اسلام آمده است برای خدمت به بشریّت.اسلام پاسدار انسانیت است.اگر اسلام این مقدار انعطاف داشته باشد که دیگر اسلام نیست،شیطنت است.

اسلام پاسدار درستی،حقیقت و عدالت است.اصلا فلسفه اسلام این است،باید در این­جور جهات،صلابت و استحکام داشته باشد.

علی آن­جور رفتار کرد که قرن­ها بر دل مردم حکومت می­کند.علی از فکر خودش از زمان خودش حمایت کرد و فکر خودش را به صورت یک اصل در دنیا باقی گذاشت.به همین جهت،روش علی به صورت ایمان در میان افراد وجود دارد.پس علی در سیاست خودش شکست نخورد.اگر سیاست علی و هدفش این بود که چهار صباحی که می­خواهم در دنیا زندگی کنم،در نعمت و جاه باشم(همان سیاستی که معاویه می­گفت،که ما در نعمت دنیا غلتیدیم)،آن وقت علی شکست خورده بود.امّا چون علی،مرد ایمان و عقیده و هدف بود،شکست نخورده است.

پس یکی از توقّعات بی­جایی که در باب انطباق با مقتضیات زمان دارند،این است که رجال سیاست نام حالت روباه صفتی خودشان را در هر زمان-هر رنگی جامعه پیدا کند،به همان رنگ می­شوند-انعطاف،خاصیت انطباق با زمان،زرنگی و عقل گذاشته­اند و به همین تکیه می­کنند،و انتظار دارند اسلام این توقّع را برآورد و چون برنمی­آورد،می­گویند عیب اسلام همین است که مانع است که انسان خودش را با زمان تطبیق دهد.