مخصوصن اگر همنام مولا باشد. مخصوصن اگر دست بر قضا ولی باشد. ولی یعنی ولی و اما نیاور. کم سن تر که بودیم در هنگام عدم رضایت، پس از ذکر دلیل به پدرمان می گفتیم ولی چشم. این ولی نه که حرف اضافه است! نه! این ولی آموزش است. آموزشی …

حاجی حاجی سید… سید جان صدا نمیاد!/ فتنه شیعه انگلیسی

ادامه مطلب…صدای سید بلند بود. همه صدای سید را می شنیدند. اصلش هم همین است باید صدای سید را شنید. یعنی صدا برای شنیدن است. مخصوصن اگرصدای سید باشد. مخصوصن اگر سیدش حسینی باشد. مخصوصن اگر همنام مولا باشد. مخصوصن اگر دست بر قضا ولی باشد. ولی یعنی ولی و اما نیاور. کم سن تر که بودیم در هنگام عدم رضایت، پس از ذکر دلیل به پدرمان می گفتیم ولی چشم. این ولی نه که حرف اضافه است! نه! این ولی آموزش است. آموزشی فطری که ناخود آگاه در دوران کودکی از درون می جوشد. یعنی حتی اگر ولی و اما داشتی بعد ولی باید بگویی چشم. ولی خاصیتش این است. چه سرپرست معنایش کنی چه دوست. حکمن افت دارد حرف دوست را زمین بیاندازی دیگر سرپرست که جای خود دارد. دوستی که سرپرست باشد هم که مثلش مثلِ نورِعلی نور است. حالا اگر همان دوستِ سرپرست محبوب هم باشد دیگر حسابش از عالم ملکوت بالا تر است. محبوب ما محجوب بود. محجوب ما منصوب بود. منصوب ما ولی منصوب ما نبود. یعنی بود اما میگویند اصلن از جای دیگری نصب شده بود. یعنی نصب همیشه به جاهای دیگر بر میگردد. اهل دو دوتا چار تای بازاری هم که باشی منصوب ما مال زمین نبود. یعنی در بازار صحبت هایش بود ولی صحبتش صحبت بازار نبود. نه… بود! –بود یا نبودش بماند- ولی بازاری نبود! یعنی صحبتت که صحبت دل باشد دیگر بازار و غیر بازار نمی شناسد مال عالم دل است. از عالم دل می آید و برعالم دل می نشیند. حالا عالم دل بعضی در بازار هم به راه است و بعضی در سجاده هم نه.

اما، امان!… امان از دل ناشناسان!

سید که صحبت کند خیلی ها پشتش سینه می زنند. ولی خیلی هایشان فقط سینه می زنند. یعنی آمده اند برای سینه زدن. سینه زدن برای برخی هدف است. حالا اگر جایی بگویندش سینه نزن! بل امروز نیاز است که دست هم بزنی گریبانش چاک می خورد! و میرود پشت دیگری سینه می زند. اینها را که می بینی تاریخ دستت می آید… العاقل یکفیه الاشاره!

کلام سید را باید چشید. وگرنه میچشانند بهمان. کلاغ دیگران را به اسم قناری سید قالبمان می کنند. که کرده اند. چه قناری ها که بعدتر فهمیده شد کلاغ اند و چه ها که فهمیده هم نشد.

سید ما از وحدت حرف میزند. مدعی از لعن. سید ما میگوید وحدت استراتژیک۱ است مدعی می گوید تاکتیک است – اگر همین را هم بگوید-. سید میگوید برادر مایند۲٫ مدعی میگوید ما با فلانیها برادر نمی شویم. سید می گوید کمر اسلام را می شکنید. مدعی می گوید دل ما را شکسته اند. سید می گوید دشمن مشترک مسلمانان صهیونیست و استکبار۳ است مدعی از داغ غاصبین بر سینه دم میزند. سید می گوید تحریک نکنید۴ مدعی می گوید نه ربیع را خصوصی بگیریم یا عمومی؟ سید می گوید تمدن اسلامی بسازید مدعی می گوید ساز دل ما تا ظهور کوک روضه است و بس.

اما… اما

مدعی خواست که از بیخ کند ریشه ی ما غافل از اینکه خدا هست در اندیشه ی ما

مدعی گاهی قاصر است گاهی مقصر.

مدعی اگر کلام سید را نچشیده باشد، هر چه هم که شنیده باشد تهش توجیه برای عمل خلاف نظر سید می تراشد. برای عدم وحدت می تراشد. هر چه سید بگوید دشمن بیخ گوش بن اسلام است. انگار گوش ما بدهکار نیست. سید پشت بیسیم است. حاجی این طرف. حاجی حاجی مکه! هر چه سید می گوید دشمن نزدیک است حاجی ها نه اما… انگار نمی شنوند. سید جان صدا نمی آید.

سید جان صدای شما نمی آید. ما نمی شنویم دغدغه ی تمدن بزرگ اسلامی شما را. ما فقط می خواهیم که سینه بزنیم حتی اگر شما بگویی در سالگرد شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها مناسبتی ندارد سینه زنی کنیم و بل بهتر است شرح مصایب ایشان را ذکر کنیم.۵ ما عادت کرده ایم. عادت کرده ایم.

درد امروز جامعه ی حزب اللهی نمای ما این است که بحث های کم اولویت جای صحبت راجع به جذب جوان اروپایی و رساندن اسلام ناب به او را گرفته است. این یعنی کلام سید غریب است مثل کلام جدش. یعنی هر چه سید فریاد بزند وحدت۶ باز تهش ما میخواهیم سینه بزنیم.

• امروز اتحاد و اتفاق بین مسلمانان، یک فریضه‌ی فوری است. ببینید از جنگ و اختلاف چه مفاسدی به وجود می‌آید؛ ببینید در دنیای اسلام، تروریسم کور به بهانه‌ی اختلافات مذهبی، چه فجایعی به راه می‌اندازد؛ ببینید با این اختلافاتی که بین ما مسلمانان به وجود آوردند، رژیم صهیونیستی غاصب چه نفس راحتی میکشد. ۱۸/۰۳/۱۳۹۲

• یکی از لوازم حجِّ به معنای درست کلمه، این است که حجّاج در عرصه‌ی حج و در میدان این فریضه‌ی بزرگ اسلامی، به معنای واقعی کلمه برادرانه با هم رفتار کنند؛ به چشم برادر به یکدیگر نگاه کنند، نه به چشم بیگانه، نه به چشم دشمن؛ به چشم کسانی به هم نگاه کنند که به سمت یک هدف در حال حرکتند؛ یک چیز را میجویند؛ بر گرد یک محور حرکت میکنند. اینکه فرمودند:فَلا رَفَثَ وَ لا فُسوقَ وَ لا جِدالَ فِی الحَجّ،(۱) مراد از “لا جدال” جدال با دشمن نیست؛ اتّفاقاً حج مظهر جدال با دشمن است. بعضی از کج‌بین‌ها و بددل‌ها خواسته‌اند این‌جور بگویند که “لا جدال فی الحجّ”؛ شما چرا در حج مراسم برائت برپا میکنید؟ این جدالی که در برائت هست، جدال با شرک است، جدال با کفر است؛ این جزو اساسی‌ترین خطوط حیات اسلامی است؛ آن جدالی که در حج نباید باشد، جدال برادران با یکدیگر است، جدال مؤمنین با یکدیگر است، جدال دلهای معتقد به توحید با یکدیگر است؛ این جدال نباید باشد. باید سعی بکنیم که نه فقط جدال زبانی نداشته باشیم، تنافر قلبی هم نداشته باشیم؛ درست عکس آن چیزی که امروز دشمنان اسلام درصدد ایجاد آن در جامعه‌ی اسلامیاند؛ این را توجّه داشته باشید. اختلاف مذاهب اسلامی، اختلاف شیعه و سنّی در حدّ اختلاف عقیدتی – یکی یک عقیده‌ای دارد، دیگری یک عقیده‌ی دیگری دارد؛ اینها باهم اختلاف دارند – مشکلی به‌وجود نمیآورد؛ مشکل آن وقتی است که این اختلاف عقیدتی به اختلاف روحی، به اختلاف رفتاری، به درگیری، به ستیزه‌گری، به دشمنی بینجامد؛ دشمنان دنیای اسلام دنبال این فکرند، دنبال این نقشه‌اند.

• امروز اختلافات را نباید زنده کرد؛ نباید برجسته کرد. نباید فرق اسلامی مقدسات یکدیگر را – که نقطه‌ی حساسیت‌زای هر فرقه‌ای همان بخش مقدساتش است – مورد اهانت قرار بدهند. ۰۸/۱۰/۱۳۸۶

• شعار وحدت مسلمین را یک مسأله‌ی استراتژیک می‌دانم – یک مسأله‌ی تاکتیکی و مصلحتی هم نیست که حالا بگوییم مصلحت ما ایجاب می‌کند که با مسلمین غیر شیعه ارتباطات داشته باشیم – مسلمانان، بتدریج این اختلافات مذهبی و طایفه‌یی را کم کنند و از بین ببرند؛ چون در خدمت دشمنان است.۲۶/۰۱/۱۳۶۹

• مسأله‌ی دیگر، مسأله‌ی روضه‌هاست. روضه‌خوانی و سینه‌زنی باید باشد؛ اما نه در هر عزایی. این را بدانید که روضه خواندن و گریه کردن – آن سنت سنیه – مربوط به همه‌ی ائمه نیست؛ متعلق به بعضی از ائمه است. حالا یک وقت در جمع و مجلسی کسی روضه‌یی میخواند، عده‌یی دلشان نرم میشود و گریه میکنند؛ این عیبی ندارد. اصلاً عزاداری کردن یک حرف است، روضه‌خوانی و سینه‌زنی راه انداختن یک حرف دیگر است. روضه‌خوانی و سینه‌زنی راه انداختن، مخصوص امام حسین است؛ حداکثر مربوط به بعضی از ائمه است؛ آن هم نه به این وسعت. مثلاً در شب و روز تاسوعا و عاشورا بخصوص، در شب و روز بیست‌ویکم ماه رمضان، سینه‌زنی و عزاداری و برپایی جلسات خوب است؛ ولی مثلاً در مورد حضرت موسیبن جعفر (علیه‌السّلام) – با این‌که وفات آن بزرگوار از وفاتهای دارای روضه‌خوانی است – من لزومی نمیبینم که سینه‌زنی بشود؛ یا مثلاً در سالگرد شهادت حضرت زهرا (سلام‌اللَّه‌علیها) مناسبتی ندارد که ما بیاییم نوحه‌خوانی و سینه‌زنی کنیم؛ بهتر این است که در آن موارد، شرح مصایبشان گفته بشود. شرح مصایب، گریه‌آور است. ۱۳/۱۲/۱۳۷۰

• ما تمسک به ولایت علی‌بن‌ابیطالب (علیه‌السّلام) – که نعمت بزرگ خداست – را محکم نگه می‌داریم؛ اما با کسی که به این حبل متین تمسک نکرده است، دعوا هم نمی‌کنیم. این وظیفه‌ی جامعه‌ی تشیع است. آنچه که دشمن می‌خواهد، این است که با هم اختلاف کنیم.۱۳۸۵/۱۰/۱۸ /این عواملی که اختلاف‌افکنی میکنند، نه شیعه‌اند، نه سنی؛ نه به شیعه علاقه دارند، نه به تسنن؛ نه مقدسات شیعه را قبول دارند، نه مقدسات سنی را. ۱۳۸۵/۱۰/۲۵ /آن شیعه‌ای هم که از روی نادانی و غفلت، یا گاهی از روی غرض – این را هم سراغ داریم و افرادی را هم از بین شیعیان میشناسیم که فقط مسئله‌شان مسئله‌ی نادانی نیست، بلکه مأموریت دارند برای اینکه ایجاد اختلاف کنند – به مقدسات اهل سنت اهانت میکند، عرض میکنم: رفتار هر دو گروه حرام شرعی است و خلاف قانونی است. ۲۲/۰۲/۱۳۸۸