ازخاطره اکبر تا ادعای حسن…

۱ماه و اندی از سال ۱۳۹۴میگذرد.ولی همین ۱ماه و اندی با خودش موجی از اخبار،حوادث و حواشی آورد.در همان اوایل سال خبری منتشر شد مبنی بر اینکه تیم مذاکره کننده ایرانی و۱+۵ بیانیه ای منتشر کردند که همین خبر موجی از شادی در مردم ایران ایجاد کرد.ولی نمیدانم که دلیل این شادی چه بود؟

یکی دیگر از مباحث مهم که رسانه ها و اخبار بدان پرداختند جریان فرودگاه جده بود که بعد از چند روز تاخیر و آنهم نه بوسیله مسئولان بلکه از طریق شبکه های اجتماعی منتشر شد و حملات آل سعود به یمن از دیگر اخبار مهمی بود که تیتر یک اخبار شد.این حوادثی که رخ داد همه در قالب سیاست خارجی قرار میگیرند،ولی در داخل کشور نیز حوادث،جریانات و حواشی ای صورت گرفت که جای تامل و تفکر دارد.

 

خاطره هایی جنجال برانگیز…

تاریخ،انقلاب،امام اینها موضوعاتی بودند که افکار و مطبوعات را تحت تاثیر قرار داد.بدینصورت که افراد و رجال سیاسی سعی بر این داشتند که با خاطرات و ادعاهای خود انقلابی بودنشان را اثبات کنند.البته طبق معمول اظهار نظرهای این اشخاص موافقان و مخالفانی داشت.

 

امام این انقلاب را به دست شما سپردند…

یکی از اشخاصی که ذکر و خیرشان را در رسانه ها و مطبوعات بسیار میشنوید،حجت الاسلام والمسلمین اکبر هاشمی رفسنجانی است.ایشان در خاطره ای عجیب و در عین حال جنجالی در همایش بانوی انقلاب گفت: در سال۸۴حتی یک موی بدنم راضی نبود کاندیدا شوم….همسر امام مرا خواست و به من گفت: امام این انقلاب را به شما سپردند.

حالا سه سؤال پیش می آید…

۱_حاج آقا چرا سخنان افرادی را نقل میکنند که در قید حیات نیستند؟

۲_یعنی همه ضد انقلاب بودند و تنها حاج آقا هاشمی در خط انقلاب و پیرو امام بود؟

۳_هدف حاج آقا از بیان این موضوعات چیست؟

اولی؛چون حاج آقا در زمان حیات آن افراد شاید صلاح نمی دیدند این خاطرات را مطرح کنند.

دومی؛صد در صد.یک جمهوری اسلامی هست و یک حاج آقا هاشمی.

سومی؛نمیدانم اگر حاج آقا را دیدم حتما میپرسم.ولی نیت خیره.

 

ادعای حسن علیه حسن….

از قرار معلوم انگار سریال خاطره گویی قصد تمام شدن ندارد.یکی دیگر از این خاطرات و ادعاها خاطره و ادعای حسن عباسی علیه دکتر حسن روحانی است.حسن عباسی در برنامه ای در دانشگاه امیر کبیر نقل کرد: در سال۱۳۶۵دو نفر از ایران با نخست وزیری وقت اسراییل دیدار میکنند از قضا روحانی هم یکی از آن دو نفر بود.اما بحث اینجاست حسن عباسی گفت؛ حسن روحانی در آن جلسه از انعطاف بیش از حد غرب در مقابل امام خمینی شکایت می‌کند.بعد نکته جالب اینجاست، عباسی به جای آنکه حرف های خود را ثابت کند به طرف مقابل میگوید باید این مسئله را تکذیب کند.

حالا سؤالاتی پیش می آید؛

۱-اول باید شما حرفتان را تایید کنید یا طرف مقابل تکذیب کند؟

۲-آیا عباسی سندی هم برای گفته هایش دارد؟

۳-طرح این مباحث چه دردی از مردم دوا میکند؟

اولی؛فرقی نمیکند.این حسن با آن حسن فرقی نداره.

دومی؛چه سندی معتبرتر از حرف حسن عباسی.

سومی؛عزیز من اثبات میشه کی انقلابیه کی نیست.

سخن پایانی…

سخنم را با فرمایشات امام راحل تمام میکنم؛

سر چه میراثی دعوا می‌کنید؟ میراث پدر کدامتان است؟ یک قدری آرام باشید.