جانبازان معتقدند: هرچند دردها و مشکلات زیاد است اما ما افسردگی و فشار روحی نداریم. چون کسی که با خدا معامله کرده دیگر همه چیز را از او طلب می‌کند. آنها هنوز دغدغه مشکلات مردم و اجتماع را دارند و از مسائل اصلی جامعه فاصله نگرفته‌اند.
میلاد حضرت عباس(ع) که به نام روز جانباز نامگذاری شده است هر سال بهانه ایست برای تکریم مقام جانبازان انقلاب اسلامی و یاد کردن از حماسه ها و ایثارگری های آنان. اما در کنار تکریم یاد این عزیزان شاید بهترین فرصت برای مرور برخی از مشکلاتشان و سختی‌هایی که می‌کشند نیز همین روز جانباز باشد. یعنی روزی که بیشتر از دیگر ایام سال نامی از جانبازان برده می‌شود.

جانبازان با توجه به نوع مجروحیتشان دسته بندی‌های متفاوتی نیز هستند که هر کدام با مشکلات عدیده ناشی از مجروحیت جنگی هر روز دست و پنجه نرم می‌کنند. جانبازان قطع نخاعی، جانبازان قطع دوپا، جانبازان شیمیایی، جانبازان اعصاب و روان، جانبازان نابینا، جانبازان قطع عضو و… همه مشکلات مخصوص به خود را دارند. جانبازان فارغ از مجروحیت خود، هر کدام برای دسته‌ای از جانبازان بیشترین مشکلات یا بیشترین دردها را به نسبت سایر جانبازان قائل هستند. آن‌ها با همرزمان و دوستان خود که امروز رنجی از جانبازی را از آن خود کرده‌اند مرتبا برخورد دارند و با مشکلاتشان آشنا هستند. و همین برخورد با دیگر جانبازان آن‌ها را به نتیجه می‌رساند که کدام دسته از همسنگرانشان امروز رنج بیشتری را متحمل می‌شود.

سردار انصاری: نمی‌توانیم بگوییم کدام دسته جانبازان به نسبت کدام دسته مشکلات بیشتری دارند

هرچند سردار محسن انصاری قائم مقام بنیاد شهید و امور ایثارگران این موضوع را که هر دسته از جانبازان می‌تواند مشکلات بیشتری به نسبت دیگر جانبازان داشته باشد را رد می‌کند و می‌گوید: «جانبازان ما هم جزئی از  آحاد این جامعه هستند و هر یک از آحاد جامعه زندگی‌های مخصوص به خودشان را دارند. هرکدام با مسائلی روبرو هستند یکی با مسائل اشتغال و یکی با مسائل بیمه و درمان و یکی دیگر با مسائل تحصیلی و آموزش مواجه است. نمی توانیم بگوییم کدام دسته به نسبت کدام دسته مشکلات بیشتری دارند به هر حال مثل همه آحاد مردم که زندگی می‌کنند یکسری مشکلات مربوط به خود را دارد . ما هم اینجا در بنیاد شهید وظیفه داریم برابر قوانین و مقررات تا جایی که بتوانیم هم جانبازان را تکریم بکنیم و هم خدمات خاص را ارائه دهیم.» اما خود جانبازان تعریف‌های شنیدنی از سختی دیگر جانبازان دارند که این خود ناشی از درکی است که شاید آن ها بیشتر از سایر اقشار از رنج های مجروحیت و عوارض های مختلف آن دارند. بیشتر آن‌ها معتقدند جانبازان اعصاب و روان و جانبازان قطع نخاع سخت ترین مشکلات را در میان جانبازان متحمل هستند اما باز هم نظرات متفاوت و تعاریف به خصوصی در میان سخنانشان دیده می‌شود.

جانبازان قطع نخاع گردنی حتی برای دور کردن پشه‌ای از خود به کمک دیگران نیاز دارند

«حسین اسرافیلی» رئیس انجمن جانبازان نخاعی، خودش یک جانباز قطع نخاع است. او در سال ۶۱ در منطقه کردستان و شهر سردشت جانباز شد. او تولد اصلی خود را روزی می داند که به مقام جانبازی رسید و با غرور در این رابطه می‌گوید: «در این چند سال که از ۸ مرداد ماه ۶۱ گذشته است، تولد اصلی خود را در ۸ مردادماه جشن می‌گیرم. بسیاری از کارهای من برای سال ۱۳۶۱ است. وقتی عده‌ای سوال می‌کنند این چه تاریخی است؟ می‌گویم، تاریخ مجروحیت من است.» او در گفتگو با خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم در مورد جانبازانی سخن می‌گوید که بیشترین رنج جانبازی را متحمل می‌شوند.

او می‌گوید: «سخت ترین مشکلات جانبازی متعلق به جانبازان قطع نخاع گردنی است. اینان دیروز قهرمانانی بودند که در جبهه‌های جنوب تن دشمن را به لرزه می‌انداختند. امروز هم با تحمل جانبازی خود ایثار می‌کنند. اما به خاطر مجروحیت خود حتی برای دور کردن پشه‌ای از خود یا نوشیدن ابی به کمک دیگران نیاز دارند. آن‌ها اگرچه امروز هم با افتخار و اقتدار مشکلات جانبازی را متحمل می‌شوند، اما حتی جزئی ترین کارها مثل رفع تشنگی یا پوشیدن لباس را کسانی همچون همسر، پرستار یا اعضای خانواده باید برایشان انجام دهند. یا کسانی همچون جانبازان دو چشم و دو دست که هم نابینا هستند و هم دستان خود را از دست داده‌اند مشکلاتی مشابه جانبازان نخاعی دارند. مشکلات این دو دسته از جانبازان به نحوی است که همیشه باید کسی در کنارشان باشد و در امور روزانه به آنها کمک کند.»

حرف‌ها و دردهای جانباز اگر روز جانباز گفته نشود دیگر چه زمانی باید آن را بازگو کرد

او در ادامه به جانبازان اعصاب و روان هم اشاره می‌کند و می‌گوید:«اگر بخواهیم به لحاظ مشکلات خانوادگی مشکلات دسته های مختلف جانبازان را بررسی کنیم باید بگوییم جانبازان اعصاب و روان در این زمینه بیشترین مشکلات را دارند. معمولا برای این دسته از جانبازان درصدهای پایین جانبازی زده می‌شود و عملا کار زیادی هم نمی توانند انجام دهند و به لحاظ معیشت و تامین مایحتاج زندگی با مشکلات زیادی روبرو هستند. جانبازان در واقع کسانی که تا دیروز برای دفاع از نظام همه چیز خود را گذاشته بودند حالا در کوچکترین مسائل زندگی خود هم مانده‌اند. چه کسی امروز باید به مشکلات آن‌ها رسیدگی کند؟ این‌ها حرف‌ها و دردهایی است که اگر روز جانباز و هفته جانباز گفته نشود دیگر چه زمانی باید آن را بازگو کرد؟»

جانبازان اعصاب و روان مظلوم تر از همه جانبازان هستند

حبیب گودرزی ۱۹ ساله بود که دو پایش را در جبهه‌های جنگ از دست داد و حالا ۳۰ سال است که به عنوان جانباز قطع دوپا روی ویلچر نشسته است. او کارمند صدا و سیماست و کار فرهنگی را امروز مقدم بر هر کاری می‌داند. در میدان‌های رزم هم رزمندگی می‌کرده هم مداحی. هنوز هم مداحی می‌کند و ذاکر اهل بیت(ع) است که با مزاح می‌گوید: «به قول دوستان زاپاس العلماییم»

او می‌گوید: «به نظر من در درجه اول مشکلات جانبازان اعصاب و روان شدید تر از همه است و این قشر از جانبازان مظلوم تر از همه جانبازان هستند. چون جانبازان اعصاب و روان وقتی به هم می‌ریزند گاهی حتی نزدیکان خود را کتک می‌زنند و بعدا که حالشان بهتر می‌شود، شرمنده خانواده خود هم می‌شوند. در درجه دوم هم رنج جانبازان شیمیایی بیشتر از سایرین است و در درجه سوم رنج جانبازان نخاعی و ویلچری.»

حسین رستمی جانباز ۷۰ درصد نابینا و اعصاب و روان است. او در روستای دهمویز واقع در شهریار به دنیا آمده، اما پدر و اجدادش اهل محله رستم‌آباد شمیران هستند. اولین بار در محل پلیس راه خرمشهر در جریان یکی از نخستین حملات ارتش عراق مجروح شده است. ترکش‌ها و سوختگی‌های بسیاری ناشی از جراحت‌های جنگی به یادگار دارد. حالا هفت ترکش در استخوان جمجمه‌اش دارد که همراه با سابقه موج انفجار او را در زمره جانبازان اعصاب و روان نیز قرار می‌دهد.

او سخت ترین شرایط جانبازی را متعلق به جانبازان ویلچری و قطع نخاع می‌داند و می‌گوید: «به نظرم بیشترین مشکلات را در میان جانبازان همین دسته دارند. جانبازانی که بیشتر مجبورند به حالت خوابیده یا روی تخت اوقاتشان را بگذرانند. این جانبازان هنوز درمان‌های شدیدی دارند و خیلی از آن‌ها مجبورند در آسایشگاه زندگی کنند.  در درجه دوم هم جانبازان نابینا که همیشه احتیاج دارند کسی کنارشان باشد و در امور روزانه به آن‌ها کمک کند. به خصوص به دلیل آنکه موقعیت بسیاری از ساختمان‌های اداری به گونه‌ای نیست که جانبازان بتوانند به اسانی به آنجا ورود و خروج داشته باشند و همین امر باعث می‌شود تا برای یک کار اداری در این ساختمان‌ها ما حتما مجبور باشیم با یک همراه رفت و آمد کنیم.»

جانباز شیمیایی در واقع پوست، ریه، روده‌ها و چشم هایش درگیر عوارض گاز شیمیایی است

امینه وهاب زاده یکی از جانبازان ۷۰ درصد شیمیایی است. او چند سال به عنوان امدادگر در جبهه‌ها حضور داشته و در خط مقدم به مجروحین رسیدگی می‌کرد. سال ۱۳۶۱ در عملیات والفجر یک و در منطقه فکه شیمیایی شده است. در آن زمان ۱۷ ساله بوده و یک پسر کوچک داشته است.

او می‌گوید: «سخت ترین شرایط را در میان جانبازان جانبازان شیمیایی متحمل می شوند که گاهی مشکلاتشان در حد مرگ آن‌ها را آزار می‌دهد. هر چند مدت شاهد شهادت عده‌ای از این جانبازان شیمیایی هستیم که به خاطر عوارض گازهای شیمیایی از دنیا می‌روند. یک جانباز شیمیایی در واقع پوست، ریه، روده‌ها و چشم ها و به نوعی تمام بدنش درگیر رنج شیمیایی است.»

تا به حال حدود  ۳۰ عمل مهم در تهران و ۳ یا ۴ عمل هم در اهواز در دوران جنگ داشته‌ام

امینه وهاب زاده درگیر مجروحیت های بسیاری از زمان جنگ تحمیلی شده است. او از رنج جانبازی اش که این روزها به موضوعی طاقت فرسا تبدیل شده است چنین می‌گوید: «من اوایل شیمیایی بودنم سه ماه به سه ماه در بیمارستان ساسان بستری می‌شدم و خواهرم که الان در مشهد است هر بار بالای سر من بود. کبدم پاره شده بود. وقتی خواستند کبد را عمل کنند و شکم را باز کردند متوجه مشکل شدید ریوی من هم شدند و بخشی از ریه‌ام برداشته شد. گاه گداری با مشکلی جدید راهی بیمارستان می‌شوم و دوباره نیاز به عمل جدیدی پیدا می‌کنم. تا به حال حدود  ۳۰ عمل مهم در تهران روی من انجام شده است و ۳ یا ۴ عمل هم در اهواز در دوران جنگ داشته‌ام. آن موقع انقدر مجروحیت هایم زیاد بود که یادم هست فقط در یک موردش گوی زیادی در بدنم به خاطر مجروحیت ایجاد شده بود و روزی یک شیشه بتادین برای ضد عفونی کردن رویش خالی می کردم اما برای آنکه از مسائل جبهه عقب نمانم در بیمارستان ها بند نمی‌شدم.

تحمل عوارض داروها از دیگر مشکلات جانبازان

حالا چند وقتی است که درگیر مشکل مهره های کمرم هستم  چون در یک مورد در جبهه های جنگ به خاطر تصادف با آمبولانس شکستگی گردن و کمر برایم ایجاد شد و بعد از آن به مرور مهره‌های کمرم انحراف پیدا کرده است و حالا درد شدیدی دارد. اما حالا پزشکان می‌گویند به خاطر اینکه جراحی های زیادی داشته‌ام دیگر تحمل بیهوشی ندارم و نمی‌توانم عمل کنم. حالا در این سن و سال تحمل درد مهره های کمر برایم طاقت فرساست و فکر میکنم دردی به این شدت تا کنون نداشته‌ام. البته تحمل عوارض مختلف داروها نیز از دیگر مشکلاتی است که گریبانگیر ماست. داروهایی که برای قلب، جلوگیری از تشنج و چلوگیری از حمله قلبی مصرف می‌کنم هر کدام دارای عوارض مخصوص به خود است که خود مشکلات جدیدی ایجاد می‌کند.»

سخت ترین مشکلات برای جانبازانی است که صورت سانحه و یا درصد ندارند/کسی آن‌ها را جانباز نمی‌داند

سعید خرسندی یکی از جانبازان اعصاب و روان است که موج انفجار در عملیات رمضان و در سال ۶۱ او را در زمره جانبازان قرار داده است او با اشاره به سختی‌ها و مشکلات جانبازان به موضوع جالب و متفاوت تری به نسبت دیگر جانبازان اشاره می‌کند. خرسندی معتقد است سخت ترین مشکلات جانبازان مربوط به جانبازانی است که شاید دیگران آن‌ها را به عنوان جانباز قبول ندارند چون نمی‌توانند به دلایلی جانبازی خود را به کمیسیون پزشکی بنیاد به اثبات برسانند و به اصطلاحی صورت سانحه ندارند.

او می‌گوید: «هرچند جانبازان دیگر همچون جانبازان قطع نخاع، شیمیایی و ویلچری مشکلات عدیده‌ای دارند که هر روز با آن دست و پنجه نرم می‌کنند اما به عنوان یک جانباز با آن‌ها برخورد می‌شود در حالیکه جانبازان بسیاری داریم که به دلایل مختلف یا نتوانسته‌اند و یا نخواسته‌اند که درصد جانبازی خود را به ثبت برسانند و مشکلات عدیده مجروحیت جانبازی را به تنهایی در خانواده متحمل می‌شوند بدون اینکه نامی از آن ها برده شود.»

جانبازان ما درد دین دارند/درد جانباز درد جامعه است

یک پرسش تحت عنوان: تحمل کدام یک از مشکلات برای شما به عنوان یک جانباز سخت تر است؟ آن‌ها را ابتدا به فکر فرو می‌برد و بعد هر کدام مشکلی را بازگو می‌کنند. و جالب این است که مشکلاتی که مردم و اجتماع امروزه درگیر آن هستند را شاهد مثالی برای دغدغه‌های یک جانباز عنوان می‌کنند. و این خود نشان دهنده این است که رنج و مجروحیت و سختی های جانبازی بعد از گذشت چند دهه باعث نشده است که آن‌ها از دغدغه های اصلی نظام اسلامی و مردمی که به خاطر حفظ امنیت شان روزی جانشان را به خطر انداختند، فاصله بگیرند.

جانباز گودرزی در مورد سخت ترین مشکلات از منظر یک جانباز می‌گوید: «مشکلی که ما جانبازان را بیش از همه امروزه آزار می‌دهد، بی مهری برخی از مسئولین در رسیدگی به مشکلات جانبازان است. ضمنا جانبازان ما درد دین دارند وقتی بعضی معضلات مثل بد حجابی را در جامعه مشاهده می‌کنند و احساس می‌کنند مردم و مسئولین نسبت به برطرف کردن این معضلات بی تفاوت شده‌اند، ناراحت می‌شوند.»

کسی که با خدا معامله کرده دیگر همه چیز را از او طلب می‌کند

هرچند که رنج های جانبازی به لطف خدا برای ما شیرین است و صبر تحمل آن‌ها را خدا به ما داده است اما گاهی هم آنقدر دردها طاقت فرسا می‌شود که مرگ را برایش می‌پسندیم. تحمل دردهای جانبازی هم در افراد مختلف متفاوت است. چون ظرفیت افراد متفاوت است و بستگی به روحیات خود جانباز دارد. بعضی ها حساس تر هستند و بعضی ها تحمل بیشتری دارند اما به لطف خدا تقوا و عشق به اهل بیت(ع) جانبازی را برای خیلی‌ها شیرین می‌کند. ما افسردگی و فشار روحی نداریم. چون کسی که با خدا معامله کرده دیگر همه چیز را از او طلب می‌کند.»

جانباز حسین اسرافیلی در مورد سخت ترین مشکلاتی که او به عنوان یک جانباز ۷۰ درصد امروز متحمل است می‌گوید: «مشکلی که بیشتر از همه امروز من و دیگر جانبازان را ناراحت می‌کند و تحمل آن برای ما سخت است مشکلاتی است که در اجتماع وجود دارد. رانت‌ها ، نابسامانی‌های اداری، رشوه، کلاه برداری‌ها و … همه برای ما درد و رنج است. درد جانباز درد جامعه است. جانباز هم نمی‌تواند رواج فقر و فحشا و یا مشکلات اجتماعی که گریبان مردم را گرفته ببیند و تحمل کند.»

جانباز رستمی به عنوان یک جانباز نابینا و اعصاب و روان تقاضایی از مسئولین دارد. او می‌گوید: «مسئولین سعی نکنند فقط با شعار و تبلیغ برای ایثارگران ارزش قائل شوند. بلکه در عمل احترام قائل باشند. زیرا مردم و نسل امروز رفتار این مسئولین را می‌بینند و اگر خدای ناکرده امروز برای مملکت مشکلی پیش بیاید همین جوانان شاید بگویند مگر برای این جانبازان که رفتند و سلامتی خود را دادند چه ارزشی قائل هستند که برای ما قائل باشند.

او در این مورد به مثالی اشاره می‌کند و می‌گوید: «من مشکل اعصاب و روان دارم و همیشه دارو مصرف می‌کنم. گاهی پیش آمده که به محیط هایی رفتم که برخورد خوب نبوده و به همین دلیل یا قبلا داروی بیشتری مصرف کردم تا آرام باشم و یا مشکلی پیش آمده و کنترل خود را از دست داده‌ام. اگر مسئولین مشکلات یک جانباز اعصاب و روان را درک کنند، برای او بیشتر ارزش می‌گذارند و باعث نمی‌شود که چنین حالت هایی برای یک جانباز پیش بیاید. چون خود جانباز هم نمی‌خواهد چنین مشکلاتی برایش پیش بیاید و این رفتارها دست خودش نیست. البته در چنین مواقعی من همیشه بعد از گذشت یک ساعت یا یک روز که کمی آرام تر شدم بابت برخوردهایم رفته‌ام و عذرخواهی کرده‌ام و توضیح داده‌ام که پیش آمدن فلان شرایط وضع من را وخیم کرد.»

همسران جانبازان را فراموش نکنیم/کسانی که از همه چیزشان برای خدمت به جانباز گذشته‌اند

جانباز حسین اسرافیلی در میان گفتارهایش  به نکته قابل توجهی هم اشاره می‌کند. او می‌گوید: «در میان بررسی مشکلات باید به مشکلات همسران جانبازان هم توجه کرد کسانی که ۳۰ سال به همسر جانبازشان رسیدگی کرده‌اند و حالا خودشان به خاطر تر و خشک کردن این جانبازان به مشکلاتی نظیر کمردرد، آرتروز، درد مفاصل و بیماری های مختلف دچار شده‌اند آن‌ها سالیان سال با خیرخواهی به همسران خود خدمت کرده‌اند و مثل جانبازان ایثارگر هستند. مسئولین هم نمی‌تواند ادعا کند که مثل این همسران برای جانبازان کاری کرده است . همسران جانبازان یعنی کسانی که می‌توانسته‌اند با ازدواج با یک فرد سالم بهترین شرایط زندگی را امروز داشه باشند اما از همه چیز گذشته و داوطلبانه همسر یک جانباز شده است.»

تبریک جانبازان به یک جانباز

پیام جانبازان برای تبریک روز جانباز به یک جانباز اینگونه رقم می‌خورد: اسرافیلی می‌گوید: «روز جانباز را به آقا که بزرگ جانباز انقلاب هستند تبریک می‌گویم.» رستمی روز جانباز را به همسر و بچه‌هایش تبریک می‌گوید زیرا معتقد است «گذشت اصلی متعلق به آن‌هاست و رنج اصلی را آن‌ها می‌کشند.» گودرزی نیز می‌گوید:«روز جانباز را اول به بزرگ جانباز مملکت یعنی رهبری تبریک می‌گویم و بعد دیگر جانبازان عزیز.» و سعید خرسندی نیز همانند دیگر جانبازان روز جانباز را ابتدا به حضرت ابوالفضل العباس(ع) و سپس به مقام معظم رهبری تبریک می‌گوید.