• پیشینه های قبل از ۱۶آذر
    پس از کودتای ۲۸مرداد و سقوط دولت دکتر مصدق با همکاری عوامل آمریکا و انگلیس و جایگزینی ارتشبد زاهدی، دولت کودتا به تحدید آزادی ها و سرکوبی فعالان سیاسی پرداخت و کشور را عملا به سمت وابستگی اقتصادی، سیاسی فرهنگی و نظامی به غرب سوق داد. در مقابل نیروهای ملی گرا با تشکیل« نهضت مقاومت ملی» که یک روز پس از کودتا صورت گرفت، سعی کردند فضای اختناق را شکسته و برای گسترش اندیشه های ملی گرایانه و استقلال طلبانه ی دکتر مصدق که در آن زمان در بند کودتاچیان بود، فعالیت هایی را سازماندهی کنند.
    در روز ۱۴ آذر با ورود دنیس رایت، کاردار جدید سفارت انگلیس به ایران دانشجویان دانشکده ی حقوق و علوم سیاسی، دندانپزشکی، فنی، پزشکی و داروسازی در دانشکده ی خود تظاهرات پر شوری علیه رژیم کودتا و مقاصد ان برپا کردند که در روز ۱۵آذر ماه این تظاهرات به خارج از دانشگاه کشید و مأموران نظامی با دانشجویان در گیر شده و تعدادی را مجروح و زخمی کردند. بعد از این اتفاقات رژیم برآن شد که نیروهای نظامی را در اطراف و محوطه دانشگاه مستقر کند.
    در این اثنا ارتشبد زاهدی از معاون رئیس جمهور ایالات متحده دعوت به عمل آورد که برای افزایش روابط ایران و آمریکا به ایران سفر و با او دیدار رسمی داشته باشد این اتفاق بود که با مخالفت دانشجویان مواجه شد.
    ۱۶آذر به روایت دکتر چمران
    دکتر مصطفی چمران که خود از دانشجویان دانشکده ی فنی بوده و در روز حادثه در کلاس درس حضور داشته اینگونه در خاطرات خود آورده است:« صبح روز شانزدهم آذر هنگام ورود به دانشگاه دانشجویان متوجه تجهیزات فوق العاده ی سربازان و اوضاع غیر عادی اطراف دانشگاه شده و وقوع حادثه را پیش بینی میکردند. نقشه پلید هیات حاکمه بر همه واضح بود و دانشجویان حتی الامکان سعی میکردند که به هیچ وجه بهانه ای به دست بهانه جویان ندهند. از این رو دانشجویان با کمال خونسردی به کلاس رفتند. نیروهای نظامی که دیدند بهانه ای به دست آنان نیامد به دانشکده ها هجوم آوردند.آنها نقشه کشتن و شقه مردن دانشجویان را کشیده بودند. سربازان به دانشکده ها حمله کردند و بدین ترتیب سه تن از دانشجویان به نام‌های(مهدی شریعت رضوی، احمد قندچی و مصطفی بزرگ نیا) به شهادت رسیدند و۲۷ نفر دیگر دستگیر و عده ی زیادی مجروح شدند.»
    ۱۶آذر در دانشگاه یزد
    با توجه به تاریخچه ای که مطرح شده فکر میکنم مستحضر شدید که ۱۶آذر یک روز سیاسی می باشد اگر خبر گزاری ها و رادیو تلویزیون را هم ملاحظه نمایید متوجه خواهید شد که برنامه های متفاوت سیاسی از مناظره بگیرد تا سخنرانی، برگزار شده تا تبیین گر این موضوع باشد که جنبش دانشجویی بوده که تاثیر زیادی در جریانات داخلی داشته است.
    در صورتی که شما در دانشگاه یزد چیزی خلاف این موضوع را ملاحضه میکنید،که در یک روز تماما سیاسی به هیچ تشکل دانشجویی مجوز برنامه نمی‌دهند.چرا؟؟؟؟به دلیل اینکه در این روز از انجمن های علمی و ممتازان علمی ورزشی دعوت به عمل می آید و از آنها تقدیر می شود و با دور هم نشستن و شام خوردن این شب مهم پایان می‌رسد.
    با دیدن این واقعه خاطرات دوران دبستان در ذهنم تداعی شد که با اهدای کارت صد آفرین و اهدای جوایز نفیس”یک دست بشقاب آرکوپال از دانش آموزان ممتاز تقدیر و تشکر می‌کردند.
    بنده نمی‌خواهم بگویم این حرکت عمل اشتباهاتی است و نباید از دانشجویان ممتاز علمی و ورزشی تقدیر شود!!!اتفاقا این عمل باعث ایجاد انگیزه ی حداقلی هم اگر بشود که دانشجویان به سمت کسب علم حرکت کنند مناسب است اما باید این اتفاق در یک روز کاملا سیاسی انجام شود؟؟؟؟روزی که نشان دهنده ی بیدار بودن جنبش دانشجویی است.
    نقدی بر جنبش دانشجویی
    و اما جنبش دانشجویی فعلی که وجود دارد همراه با نقدهایی می باشد. چند وقت پیش در حال مطالعه ی نشریه ی دانشجویی بودم که میگفت دانشگاه زنده است!!جنبش دانشجویی فلان است!دانشجو بهمان است و….
    وقتی گذشته ی جنبش دانشجویی را ملاحظه می کنیم، متوجه می شویم جنبش دانشجویی زمانی جنبش دانشجویی است که بتواند مستقل از وصل بودن به حزب و یا جریان سیاسی خاص(برای بنده چپ و راست فرقی نمی‌کند) نقدهایی که شامل بیان نقاط قوت و ضعف میشود را به مسئولین وارد کند.
    اگر جنبش دانشجویی و تشکلی وابسته به حزب یا جریان خاصی بشود دیگر  آزادی عمل در نقد کردن را نخواهد داشت و به دنبال منافع حزب و جریان خود خواهد بود.در پایان عرض کنم لطف کنید برای سیاسی بازی های خود دانشگاه را به باشگاه سیاسی تبدیل نکنینکنید از جنبش دانشجویی هزینه نکنید!