جشن بزرگ من ایرانیم

طبق قراری که داشتیم زمان شروع برنامه ساعت هشت شب روز شنبه ۲۴ بهمن ماه بود؛ ولی دانشجویان ازساعت هفت شب پشت درهای بسته آمفی تئاتر منتظر شروع برنامه بودند. هنگامی که ساعت ۷:۳۰ شب درب های آمفی تئاتر بازشد؛ سیل جمعیت وارد سالن شدند و در همان لحظه نیمی ازسالن پر شد . صدای دانشجویان سالن را پرکرده بود و پرچم هایی که در دست داشتند تکان می دادند. ساعت ۸:۳۰ شب با پخش آیاتی از کلام الله مجید سکوت سالن را فرا گرفت؛ پس از آن سرود جمهوری اسلامی پخش و دانشجویان با آن هم خوانی کردند. پس از آن مجری برنامه به روی سن آمده و با سلام و صلوات از پدر بزرگوار شهید احمدی روشن دعوت نمودند تا ما را از سخنان خود بهره مند گردانند. پدر شهید احمدی روشن سخنان خود را با یاد شهدا و امام شهدا و آقا امام زمان آغاز نموده و فرمودند: «اگر خداوند ازما قابل دانستند یک مصطفی از من بگیرد؛ اما در مقابل میلیون ها مصطفی برما ارزانی نمود ودلیل آن شما دیدید بعد از شهدای علم و فناوری بالاخص شهدای هستی، این شما عزیزان بودید که درتعدادی بسیار بالا امدید و تقاضای تغییر رشته به رشته فیزیک هسته ای نمودید و این فقط یک شعار نبود که تعدادی از شما ها دریک مقطع زمانی داده باشید؛ این شعار توأم با شعور بود، بعد از شعار دادن، تقاضای تغییر رشته دادید و نوشتید و پیگیری کردید. از طریق رئیس دانشگاه صنعتی شریف این خبر به ما رسید. عرض کنم که منهای این مسئله، این شما بودید که آمدید و طومار ها امضاء کردید و گفتید که شما رهرو راه مصطفی  هستید و اگر من یک مصطفی در راه الهی دادم ولی هم اکنون مصطفی بسیار دارم. یک ویژگی از مصطفی، ولایت مداری مصطفی بود. یک تغییراتی که درسال ۸۲-۸۴ مسئولین ما احساس کردند که با این دشمن بنشینند ومذاکره کنند و به آن ها اعتماد و اطمینان کردند. نشستند و قطع نامه وعهد نامه ای به نام قطع نامه سعد آباد نوشتند و متعهد شدند که ما جریان غنی سازی را تعطیل کنیم و به آنها اورانیوم یک درصد بدهیم و سه و نیم درصد تحویل بگیریم. به گفته مصطفی درب سایت را مهر کردند و تلویزیون ها و دروبین ها کار گذاشتند. مصطفی می گفت: «حضور ما در سایت هسته ای فایده ای ندارد» و می خواست آنجا را ترک کند. من مانع او شدم و خوشبختانه یا بدبختانه آن ذات خبیث دشمنی که قسم خورده تا ضد دین ما، قرآن ما، خدای ما ومردم ما عمل کند؛ به تعهداتشان عمل نکردند. ما ۵۰۰۰ دستگاه سانتریفیوژ نسل یک داشتیم وگفتیم: «از۵۰۰۰ تا ۲۵ دستگاه سانتریفیوژ را در اختیار دانشمندان ما بگذارند؛ قبول نکردند. پس از آن پنج دستگاه را درخواست دادیم؛ باز هم قبول نکردند» و آقای جک استراو ملعون گفتند: «شما نمی توانید با این دستگاه ها کاری انجام دهید». حضرت آقا هر چه داد زدند و فریاد زدند؛ به این دشمن نمی شود اعتمادکرد. درسال ۸۴ بعد از دولت اصلاحات، وقتی مسئولین ما دیدند آبی از دست این دشمن برای ما گرم نمی شود، یک اکیپ ۵۴ نفره، همان کسانی که باعث شده بودند سایت هسته ای را مهر وموم کنند؛ آنها را کندند و به زمین ریختند. بچه ها احساس کردند باید در مقابل استکبار جهانی در یک جبهه علم و فناوری شروع به کارکنند. ۱۲ شبانه روز، مداوم پشت دستگاه ها کار می کردند و این فعالیت در غنی سازی، نهایتا به غنی سازی ۲۰ درصد با کمک شهدای هسته ای دست یافتند. لب مسئله اینجاست، صنعت هسته ای ما از کجا به کجا رسید؛ زمانی که بازرسان برای بازرسی آمدند ایران و زمانی که کارشان تمام شد رسانه ها اعلام کردند که به لطف خدا به غنی سازی ۲۰ درصد رسیده ایم. رهبر انقلاب فرمودند: «صنعت غنی سازی ما از سه نیم درصد به ۲۰ درصد رسید، اگر در ۲۰ درصد موفق شدیم می توانیم به غنی سازی ۹۹ درصد هم برسیم». یکی از جوانان از شهید پرسیده بود: «غنی سازی سه نیم و پنج درصد برای شما کافی می باشد؛ اما ۲۰ درصد را برای چه می خواهید؟ آیا می خواهید با آن بمب بسازید؟» شهید در پاسخ می گوید: «نه !!!» انگار خداوند آینه ای را در مقابل شهید پهن می کند و این شهید می گوید: «این ۲۰ درصد باعث می شود دست ما پیش دشمن باز باشد و اگر آنها احساس کنند ما درغنی سازی و صنعت هسته ای عاجز هستیم؛ هرگز به حرف ما گوش نخواهند کرد». و این کار آغاز شد و استکبار جهانی احساس کرد باید به حرف ما گوش کند. این ۲۰ درصد باعث شد دست ما پرشود و نشستند با ما صحبت کردند و با ما قرارداد ژنو نوشتند. در قلب من عقده ای وجود دارد؛ من از دست دولت گله دارم چون با دشمنی توافق کرده که گفته است: «اگر من زورم برسد؛ تمام پیچ و مهره های هسته ای را باز می کنم».  بعد از این که قرارداد نوشتند، متهد شدند و آمدند یکایک صنعت هسته ای ما را تعطیل کردند. کار به جایی رسید که حضرت آقا به بچه هایی که برای صنعت هسته ای ایران زحمت می کشیدند گفتند: « این بچه ها را تار و مار نکنید». حضرت آقا بعد از قرارداد ژنو نیز فرمودند: «اگر تبادل کالا می کنید به نوبت باشد». بچه های عزیز من؛  فقط از شما این را می خواهم، اتحاد ما یک چیز گسستنی ناپذیر است؛ این دشمن است که می خواهد بین ما جدایی بیندازد. ما همه ایرانی هستیم و همه مسلمانیم؛ ما باید اتحاد خود را حفظ کنیم و چشم و گوشمان باید باز باشد. سه چیز را نمی توانن بازی داد :

  • خدا
  • وجدان
  • تاریخ

نعوذ با الله می شود ثابت کرد که خدا هست، می شود گفت وجدان پول یا خانه است، اما نمی شود تاریخ را به فراموشی سپرد. این تاریخ است که می گوید چه کسی خائن بود وچه کسی خادم. امر به معروف و نهی از منکر را فراموش نکنید و چشم وگوشتان را باز کنید. پس از پایان سخنرانی پدر محترم شهید بزرگوار احمدی روشن، دانشجویان با ذکر صلوات جهت سلامتی این پدر بزرگوار ایشان را به پایین سن بدرقه نمودند. پس از آن برنامه شعبده بازی توسط یک شعبده باز ماهر اجرا شد. مجددا مجری شعری را خوانده و آن را به خانواده شهید احمدی روشن  تقدیم نمودند. پس از آن نیز آقای میلاد هارونی، خواننده جوان و انقلابی کشور بر روی سن آمده و آهنگ (یک عمری قلم تو دستامه ) را اجرا نمود؛ و پس از آن با هم خوانی دانشجویان  سرود (ای ایران ای مرز پر گو هر) را اجرا نمودند.

بعد از اجرای آقای هارونی جناب آقای دکتر سلیمی نمین سخنرانی نمودند. متن سخنرانی ایشان بدین شرح است: «بسم الله الرحمن الرحیم  با عرض سلام و خسته نباشید خدمت خواهران وبرادران دانشجو.ما در ایران گرایش ها، برداشت ها و سلایق مختلفی داریم. اگر می خواهید اتحاد فوق العاده ای که رمز پیروزی ما دولت ایران را همواره حفظ کند؛ باید تحمل خود را نسبت به سلایق مختلف افزایش بدهیم. من نمی گویم که در جامعه ما افرادی وجود دارند که حاضراند وطن خود را به دشمن بفروشند و این از دایره قدرت خارج اند. اگر می خواهید هر روز صلابت جاری را افزایش دهید، باید تحمل آزار های مختلف را داشته باشیم.باید به گونه ای عمل کنیم که در جامعه همه  سلایق بتوانند به قدرت برسند و بتوانند در چارچوب آرا جامعه، از خود عملکردی را ارائه دهند. علت رشد جامعه ها چرخش قدرت است. تحمل آرا و اندیشه ها میتواند منشأ رشد باشد. شمارا به خدا می سپارم والسلام. بعد از صحبت های دکتر سلیمی نمین مجری برنامه از میهمانان و مسئولین دانشگاه دعوت نمودند تا بر روی سن بیایند وضمن قدردانی از آنان، به کسانی که در مسابقه ی کتابخوانی که در اردوی کبوترحرم انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه یزد برنده شده بودند؛ جوایزی اهداشد. ‍‍‍بعد از اهدای جوایز نیز مجددا آقای هارونی یک آهنگ درمورد مادران اجرا نمودند.

IMG_4095 - Copy.JPG

 

IMG_4102-1.JPG
IMG_4091 - Copy.JPG
IMG_4119.JPG
IMG_4176.JPG
IMG_4144.JPG
IMG_4096 - Copy.JPG