خبرنامه دانشجویان ایران: بهروز کلاته// پس از انتخابات سال ۸۸ و فتنه سبز همه جریان اصولگرایی یک صدا این جمله را فریاد می زدند که اصلاحات مرد و به تاریخ پیوست، همین مساله باعث شد اختلاف سلیقه ها در این جریان کم کم به صحن علنی سیاست راه پیدا کند و هر گروهی ساز خود را بزند و بر طبل اختلاف بکوبد.

اصولگراها که خود را یکه تاز عرصه سیاست داخلی می دیدند در انتخابات مجلس نهم با خیال راحت با توجه عدم حضور و تحریم انتخابات ازسوی اصلاح طلبان هر کدام یک لیست دادند و این اختلاف سلیقه را تا انتخابات ریاست جمهوری یازدهم حفظ کردند.

در انتخابات ۹۲ تقریباً همه نظر سنجی ها می گفتند یک نفر از جریان اصول گرایی رأی خواهد آورد و همین نظرسنجی ها باعث شد که اصولگراها باز هم با خیال راخت و با تاکید بر اختلاف سیلقه ها پا به میدان انتخابات بگذارند حداد عادل، ولایی، قالیباف، جلیلی و محسن رضایی هر کدام بخشی از جریان اصولگرایی را نمایندگی می کردند و در انتخابات حضور داشتند بی آنکه به ائتلاف باهم یا انصراف به نفع دیگری بیاندیشند چرا که خطر جریان رقیب را به هیچ وجه احساس نمی کردند. در جریان اصولگرایی جبهه پایداری در بدترین حالت ممکن رقیب خود را قالیباف در نظر گرفته بود و اصلا حاضر نبود به خطر جریان اصلاحات فکر کند و قالیبفا هم جدی ترین رقیب خود را جلیلی می دانستحتی خود اصلاح طلبان هم به پیروزی خود فکر نمی کردند.

با اینحال اصلاح طلبان حاضر شدند برای اینکه بتوانند پس از خودکشی سیاسی سال ۸۸ به عرصه سیاست و قدرت بازگردند با هاشمی رفسنجانی، با تمام اختلاف سلیقه های اصولی که داشتند، ائتلاف کنند و اصلی ترین گزینه اصلاحات یعنی عارف را به پای روحانی قربانی کنند و او را وادار به انصراف به نفع روحانی کنند.

این هوشمندی سیاسی اصلاح طلبان در کنار اشتباه اصولگرایان در دست کم گرفتن رقیب و اختلافاتشان باعث شد که دولت حسن روحانی در میان ناباوری اصولگرایان مستقر شود و اصلاحطلبان جانی دوباره بگیرند.

با روی کار آمدن دولت روحانی اتفاقاتی افتاد که در تاریخ انقلاب بی سابقه بود و شعارهای اساسی انقلاب به راحتی زیر پا گذاشته شد از مکالمه تلفنی روحانی با روحانی تا قدم زدن ظریف با جان کری وزیر امور خارجه آمریکا، این وسط هم اصلاح طلبان رسانه های زنجیره ای خود را دوباره زنده کردند و همان توهین های زمان اصلاحات را به دین و اعتقادات مردم آغاز کردند اگرچه قوه قضائیه محکم جلوی این رسانه ها ایستاد نگذاشت خاطرات بد و آشوب های رسانه های زنجیره ای دهه هفتاد مجددا تکرار شود اما بالاخره زنجیره ای ها و بیگانه نویسان رو آمده اند.

رییس جمهور روحانی و دولتمردانش پیش از این اعلام کرده بودند که مجلسی باید روی کار بیاید که همراه دولت باشد، آنها همچنین شب پرداخت یارانه ۴۵۰۰۰ تومانی به مردم را شب عزای دولت نام گذاری کرده اند و درلیست انتخاباتی خودبه صراحت از برنامه های اقتصادی برای مجلس یاد کرده اند بنابراین در یک نگاه ساده می توان گفت دولت علاوه بر اینکه می خواهد در مجلس بار مالی دولت را کاهش دهد قصد دارد شب عزا را با کاهش یا قطع یارانه ها به شب جشن تبدیل کند.

از طرفی اصلاح طلبان با ارائه لیست متحد در انتخابات مجلس بدنبال راه یافتن مجدد به ساختار قدرت هستند تا بتوانند راه نفوذی برای خود در قدرت پیدا کنند و یک مجلس با حضور اصلاح طلبان را تشکیل دهند. به این ترتیب حضور تیمی اصلاح طلبان در مجلس دهم می تواند یک پیام واضح داشته باشد و آن شکل گیری یک مجلس ششم یا شبه مجلس ششم با تمام مخلفات آن یعنی تحصن، آبستراکسیون و استعفای دسته جمعی است.

به همین دلیل در جریان حزب اللهی باید این دقت وجود داشته باشد با کوچکترین اشتباه و بی دقتی نه تنها نتیجه انتخابات را واگذار خواهند کرد بلکه مدیریت کشور به کسانی سپرده خواهد شد که جز آشوب و تباهی نتیجه ی دیگری در پی نخواهد داشت.

البته این پیام توسط سیاسیون اصولگرا تا حدودی درک شده است و خطراتی که در سطور فوق ذکر شد  آنها را با اختلاف سلایقی که داشته اند متحد کرده است و به یک لیست مشترک رسانده است.

سیاسیون اصولگرا پس از انتخابات ۹۲ در جریان اتحاد برای شهردار شدن قالیباف در رقابت با محسن هاشمی پسر ارشد اکبر هاشمی رفسنجانی به خوبی طعم اتحاد را چشیده اند و پیروز شده اند اما باید این رایحه خوش را نیز به مشام مردم برسانند در وهله اول ارائه یک لیست واحد بود که اتفاق افتاد و در وهله دوم آنها که در لیست قرار ندارند را باید مجاب کرد که حتی در صورت شایستگی انصراف دهند، که بهترین مثال برای قانع کردن افراد بیرون لیست عملکرد عارف در سال ۹۲ است، و در وهله سوم رائه لیست واحد به مردم برای رای دادن است که متاسفانه مرحله دوم کامل اجرا نشده است و باید گفت که اندکی از عارف باید آموخت.